مشاوره خانواده خوب در تهران
آیا یک روانشناس باید خبر بیماری های سختی همچون سرطان را بدهد ؟

آیا یک روانشناس باید خبر بیماری های سختی همچون سرطان را بدهد ؟


امیدواریم برای شما و هیچیک از عزیزانتان اتفاق بدی نیافتد . اما امروزه سرطان به دلیل سبک زندگی مدرن ، دائما رو به گسترش است و نه تنها این بیماری بلکه بیماری های دیگری با دوره درمان طولانی و سخت هم وجود دارند که عده ای از افراد به آنها مبتلا میشوند .

دراین حالت هم فرد بیمار و هم خانواده ی او تحت الشعاع اثرات روحی و روانی وقوع این بیماری قرار میگیرند . صحبت از روانشناسی دوره ی بیماری و نقش موثر یک روانشناس خوب در راهنمایی و کنترل بیماری مبحث طولانی و در عین حال  بسیار مهمی است .

یکی از سوالاتی که در رابطه با بیماری های سرطانی مطرح میشود این است که چه کسی باید به بیمار ، بیماری اورا اطلاع دهد .

 

آیا پزشک باید به به بیمار درمورد بیماری او اطلاع دهد  ؟

آیا پرسنل درمان در مرکز درمان باید وظیفه اطلاع رسانی به بیمار را به عهده بگیرند ؟

آیا والدین و خانواده بیمار که با او نزدیکی بیشتری دارند باید با او در رابطه با بیماری وی صحبت کنند ؟

آیا روانشناس به دلیل اشراف بر حیطه روان باید بیماری بیمار را برای او بازگو کند ؟

 

پاسخ صحیح این است که پزشک متخصص همان بیماری باید طی جلسه ای  به بیمار نوع بیماری او را اطلاع دهد و همچنین نوع درمان های موجود برای آن بیماری را نیز برای او بیان کند .


عموما خانواده ها بسیار نگران این مطلب هستند که هنگامی که خبر به بیمار داده میشود چه  واکنشی از او سر خواهد زد .

درست است که دادن یک خبر بد واکنش های بدی را در پی خواهد داشت . ولی بالاخره چاره ای جز مطلع کردن بیمار از بیماری اش وجود ندارد . و برای این منظور بهترین گزینه پزشک معالج و متخصص همان بیماریست .

 

برای اینکه اطمینان خاطر بیشتری داشته باشید بهتر است بدانید که پزشکان این حوزه آموزش دیده اند تا خبر ابتلا به سرطان را چگونه به بیمار بدهند و او را طوری از نوع بیماری اش آگاه کنند که کمترین میزان آسیب روحی را ببیند .


پروسه اطلاع رسانی نوع بیماری به بیمار توسط پزشک متخصص سرطان به شکل زیر خواهد بود :

 

  1. ابتدا پزشک مقدمه ای برای بیمار مطرح میکند تا ببیند بیمار تا چه میزان با بیماری خود آشنایی دارد و آیا از عکس برداری ها و ... چیزی متوجه شده یا نه .
     
  2. اگر بیمار اطلاعاتی در مورد بیماری خود داشت و یا حدس هایی از ابتلا به سرطان زده بود ، دکتر در اینصورت تنها اطلاعات بیمار را تکمیل میکند ولی اگر مشاهده کند که بیمار هیچ اطلاع یا پیشفرضی نسبت به بیماری خود ندارد به صورت آنی به او خبر ابتلا به سرطان را نمیدهد .



اگر پزشک مشاهده کند که بیمار هیچ اطلاعاتی از ابتلایش به سرطان ندارد ، دراینصورت در طی چند جلسه اطلاعاتی عمومی درباره بیماری به بیمار میدهد و در نهایت او را از وجود بیماری اش آگاه میکند .

 



آیا میشود بیمار را از ابتلایش به سرطان بی خبر گذاشت ؟

در پاسخ به این سوال بهتر است بدانید که اینکه بیمار نوع بیماری خودش را بداند به عنوان یک حق برای او شناخته میشود . به دلیل اینکه  او است که باید آینده خود را بر اساس بیماری اش برنامه ریزی کند . آگاهی او از بیماری اش قطعا در روابط  او تاثیر خواهد گذاشت و احیانا شاید کارهای نیمه کاره ای داشته باشد که نیاز به بستن پرونده ی آنها در زندگی اش باشد .

حتی گاها روند های مختلف درمانی ای وجود دارند که بیمار علاوه بر مشاوره های پزشکی ، در نهایت خود تصمیم میگیرد که کدام نوع درمان را انتخاب کند .

اگر خانواده بیمار اسرار دارند که بیمارشان هیچ اطلاعی از نوع بیماری اش پیدا نکند ، در اینگونه مواقع باید طی یک جلسه شرایط و عللی را که بیمار باید از بیماری اش آگاه باشد را برای خانواده بیمار تشریح کرد تا آنها هم به این امر راضی شوند .

در مواردی حاد ، به جهت شرایط خاص بیمار شاید کمی تاخیر در اطلاع رسانی  به عنوان یک گزینه در ابتدا مطرح و انجام شود . اما قطعا بیمار باید از ابتلا به سرطان آگاه شود .



در روند آگاهی دادن به بیمار ، پزشک به این نکته توجه خواهد داشت که به بیمار شک وارد نشود و کاملا همدلانه با او صحبت کند .

 

پس از اطلاع بیمار از سرطان چه واکنشی را از او شاهد خواهیم بود ؟
 

پزشکی که بیمار را از ابتلا به سرطان آگاه میکند میداند که باید به او اجازه ابراز واکنش و احساساتش را بدهد . این ابراز احساسات بیمار عموما میتواند به اشکال زیر بروز کند .

  1. احساس شوک ( فرد احساس میکند که مغزش خالی شده و نمیتواند فکر کند ) .
  2. گیجی .
  3. سردرگمی.
  4. گریه کردن .
  5. سکوت  نسبتا طولانی .
  6. لحظاتی تنها بودن .

دادن خبر قطعی بیماری بهتر است در مکانی خصوصی به بیمار داده شود . عموما مکانی که خانواده یا همراهان هم حضور دارن مکان مناسبی نیست .



پس از اطلاع بیمار از نوع بیماری نوبت به توضیح روند درمان برای اوست . اصولا پزشکان پس از دادن خبر قطعی بیماری سرطان ، از بیمار سوال میکنند که حس او نسبت به  بیماری چیست ؟ و با توجه به شرایط روحی او روند درمان را برای او توضیح میدهند .

یک پزشک خوب باید همپای بیمارش به او حس اطمینان بخشی نسبت به روند درمان او بدهد .


شوک به عنوان یکی از پیامدهای اطلاع رسانی به بیمار ممکن است تا چندین هفته به طول بیانجامد و فرد را درگیر خود کند .

معمولا پس از چند هفته فرد از لحاظ روحی بهبود نسبی پیدا میکند و آمادگی لازم را برای شروع یا ادامه روند درمانرا خواهد داشت .

امکان دارد این روند شوک به شکل غیر طبیعی ادامه داشته باشد و فرد بیمار تصمیم بگیرد روند درمان خود را شروع نکند و یا احیانا به طب سنتی روی بیاورد و به طور کلی از درمان های تثبیت نشده استفاده کند . در این حالت اگر بیمار را باید نزد روانپزشک خوب فرستاد . دلیل استفاده از روانپزشک این است که وقتی چند هفته از شروع بیماری گذشته و بیمار هنوز اقدامی برای درمان انجام نداده است این به معنی یک وضعیت بیمارگونه است که نیاز به درمان توسط روانپزشک دارد . در این وضعیت بیمار با درمان دارویی یا غیر دارویی موفق به پذیرش بیماری و درنهایت شروع درمان میشود .

 

یکی دیگر از علائمی که بیمار امکان دارد از خود نشان دهد علائم افسردگی ، اضطرابی و خلقی است که این موارد هم به عنوان یک واکنش طبیعی در ابتدای امر نیازی به درمان ندارد ولی اگر این عوامل هم طولانی تر از حد متعارف و مورد انتظار ما شد ما باید .درمان روانپزشکی را برای بیمار شروع کنیم .

اصولا آمارها نشاندهنده آن است که افسردگی و اضطراب در طول درمان بیماری سرطان افزایش پیدا میکند . یعنی بیمار اگرچه سرطان را قبول کرده و تصمیم به درمان گرفته اما در دراز مدت هنگامی که دچار اود های مکرر و یا طولانی شدن دوره درمان میشود دچار علائم خلقی ، اضطراب بیشتر و یا اختلال خواب میشود . در این زمان هم نیاز است تا روانپزشک با مداخله درمانی درمان را برای این بیماران شروع کنند .

آمارها نشاندهنده آن است که میزان ابتلا به بیماری های روانی در بین مبتلایان به سرطان خیلی متفاوت با جامعه آماری عادی نیست . عموما بین 3% تا 38% افراد مبتلا به سرطان با بیماری های روانی دست و پنجا نرم میکنند که این امر چندان تفاوتی با جمعیت عمومی نمیکند .

 

اما چرا درمان بیماری روانی در مبتلایان به سرطان اهمیت بیشتری نسبت به افراد عادی جامعه دارد ؟

دلیل این امر وجود بیماری جسمی در مبتلایان به سرطان است . توام شدن این بیماری جسمی با بیماری های روحی نظیر افسردگی و  تغییرات خلقی و اضطراب  باعث تاثیرات به مراتب مخرب تر روحی و جسمی در فرد مبتلا به سرطان میشود . پس بهتر است در ابتدای امر جلوی این بیماری های روانی توسط روانپزشک گرفته و درمان شود .

آمار ها نشانده آن است که در کشور ایالات متحده امریکا حدود نیمی از مبتلایان به سرطان که همزمان دارای بیماری های روانی هم هستند ، مورد توجه قرار نمیگیرند و درمان بیماری های روانی خود را به موقع آغاز نمیکنند .

آمار دقیقی از کشور ما در این رابطه در دست نیست . اما قطع به یقین بالای 50% از بیماران سرطانی که مبتلا به بیماری روانی هم هستند بدون تحت نظر بودن توسط یک روانپزشک خوب ، علاوه بر تحمل بار بیماری جسمی ، بار بیماری های روحی را هم به دوش میکشند .


با توجه همزمان به وضعیت روانی و کیفیت سلامت روان در بیماران سرطانی توسط یک دکتر روانپزشک خوب حتما تحمل بار بیماری برای بیماران سرطانی آسانتر خواهد شد . به علاوه این امر موجب هرچه بیشتر موفقیت آمیز شدن روند درمان بیماران هم میشود .

جسم ، ذهن و روان به عنوان مثلثی کاملا مرتبط با یکدیگرند .  ایجاد خلل در هرکدام از اینها تاثیر گذار بر موارد دیگر است  .  مسلما بیماری سرطان که یک بیماری جسمی است برای بهبود نیازمند اصلاح در وضعیت ذهن و روان بیمار هم خواهد بود .


 

مشاوره رایگان از طریق پاسخ به سوالات شما
  • تلفن همراه و ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود و تنها برای اطلاع رسانی به شما در هنگام پاسخ به سوالتان مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
روانشناس خوب در تهران با قیمت مناسب